تبليغاتX
پــــــــرواز

پــــــــرواز

 

قایقی داشتم اب زدم

پارو در رگه نور مهتاب زدم

میرفتم بی خبر ز دوران خویش

لیک این قصه که گفتم همه در خواب زدم

--------------------------------------------------------

در مزرعه گنجشک مست

می پرد از شاخه ای به شاخه ای

دو سه جامی زده بیش از حد

مست ومست و حقیت که مرا میخواند

تا به کی در دست فریب

تا به کی اینگونه غریب

بنویس به بال مستی

رز دروغ است اگر

بگویید مظهر عشق

من نمی دانم که عیبش در چیست

یار و دلدار به هم

گل میمون بدهند

گرچه زشت است اما

به پلاسیدگی رز نیست

 

+نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت11:22توسط | |

 وای باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما چه کسی؟

نقش تو را خواهد شست

+نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت13:33توسط | |