تبليغاتX
پــــــــرواز

پــــــــرواز

نقش مهر میزنم رو سنگ

تا بشکنه دل سنگم

گونه هام خیس بشه

اخه اونوقت بهونه ای دارم تا دستات به صورتم بخوره

دستات رو ببوسم

میگم ساداتی بومم رو میدی قول میدم خواسم رو جمع کنم  ایندفعه خرابش نکنم و

تو میگی چی بکشم؟هوم....سیب سرخ تو سبد حصیری خوبه نه قول میدم نخورمش میخام بکشمش

 

نقش یادگاری بر نگاهت میزنم

نقش مهربانی بر کلمات میشوم

مروم تا ته کوچه رو برگهای پاییزی

رنگ سرخ رو تو دلم میریزی

 

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت19:8توسط | |